گیرم ته مزه ی تلخی گلویم را،

گلوی خشکیده ام را خراش دهد بیشتر،

بازهم بغض میکنم حرفت که می آید به میان،

شیرین میشوم،

مثل همان روزها که عسل صدایم میزدی...

ps:

چرا اینهمه بی صدا بی ردپایی حتی می آیی و میروی؟

پس من اگر دلم برایت تنگ شود کجا نشانت را بگیرم؟

من هم دلم*نارنجستان* میخواهد بزرگ

با بوی بهار نارنج...

میخواهم پر شوم  از حیات

خسته ام از *تحمل تاریک این تکلم خاموشی*...

 

نظرات 8 + ارسال نظر
رضا چهارشنبه 21 آذر‌ماه سال 1386 ساعت 05:12 ب.ظ http://azad313blogfa.com

سلام!هرجا عاشقانه امام رضا را صدا بزنی همهنجا حرم می شود.من از امام جواد نوشتم. شاید تعبیر رویای صادقانه شما باشد.فرقی میان پدر و پسر نیست......

لی لی پنج‌شنبه 22 آذر‌ماه سال 1386 ساعت 11:42 ق.ظ

اکنون نه چندان که باید امیدوار هستم
و نه چندان که نباید ناامید
انگار برزگری
در آغاز سالی که هنوز
خوب نباریده است...

کاوه پنج‌شنبه 22 آذر‌ماه سال 1386 ساعت 12:55 ب.ظ http://www.bigfish.persianblog.ir/

مرسی دوست تازه ام ، خوشحالم که نوشته هامو دوست داشتی و بهم موج مثبت دادی

سما پنج‌شنبه 22 آذر‌ماه سال 1386 ساعت 01:04 ب.ظ http://all-elone.blogsky.com/

سلام فاطمه جان
و من چقدر دورم از تو و ما چقدر به هم نزدیکم
زمان ......
دوری...
تنهایی...
هیچ...
خالی...
تحمل تاریک این تکلم خاموشی...
راهی هست وقتی تو تو باشی و ما باشیم و ...
راهی هست...

پرستو پنج‌شنبه 22 آذر‌ماه سال 1386 ساعت 09:20 ب.ظ

زیر باران بیا قدم بزنیم /حرف نشنیدهای به هم بزنیم/نو بگوییم و نو بیندیشیم/عادت کهنه را بهم بزنیم/وز باران کمی بیاموزیم /که بباریم و حرف کم بزنیم/ کم بباریم اگر ولی همه جا عالمی را به چهره نم بزنیم/..........................
..........
....
..دلم برات تنگههههههههههههههههههههههههه فاطمه جونم

عمو اروند پنج‌شنبه 22 آذر‌ماه سال 1386 ساعت 11:24 ب.ظ http://daftaab.blogspot.com/

کاش این حس احساس انسان دیگری را نیز حس کردن را می‌داشتیم.

لی لی جمعه 23 آذر‌ماه سال 1386 ساعت 01:38 ب.ظ

نیست! آهنگ آنت من نیست!
پسش بده !
زود باش!

خاطره جمعه 23 آذر‌ماه سال 1386 ساعت 10:39 ب.ظ http://khaterehkh.blogsky.com

منم دلم نارنجستان میخواد با عطر بهار نارنج

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد