برای نگار نوشته بودم.اینجا هم مینویسم برای تنویر اذهان عمومی
در یک بعد از ظهر زمستانی ما پس از غور و اندیشه ی بسیار اندر احوالات علل و ریشه های عقب ماندگی زنان ناگاه چونان شیخنا و مولانا ارشمیدوس اشراقی برایمان حادث گشت و اورکا وار بانگ بر اوردیم؛ که همانا علت، زیر سایه ماندن قاطبه ی نسوان در طول حیات باشد و بس.
از شوخی که بگذریم میبینیم اساسا در جامعه ی ایران زنها همیشه زیر سایه اند.
تا دخترند؛زیر سایه ی پدر یا پدر بزرگ یا برادر یا عمو یا بهر حال یک مرد.ازدواج هم که میکنند میروند زیر سایه ی شوهرشان.او هم که مرد میروند زیر سایه ی پسرشان.
خوب همه ی ما میدانیم که جز مخمر ها گمانم همه ی موجودات عالم برای رشد به نور نیاز دارند و اکسیژن.
ما زنها هم مخمر که نیستیم حتما،زیر سایه نور هم که پیدا نمیشود حتما
،اکسیژن هم که به شدت نایاب است اینجا،چرایش را هم میدانید حتما.
حالا این وسط بقول معروف پیدا کنید پرتقال فروش را
جالب بود و قابل تعمق ... حتما
چی بگم والا ...
یا علی
من پرتقال فروش رو پیدا کردم. حالا چکارش کنم؟؟!!
تو از کجا میفهمی یکی اپ کرده ؟
لاکن شما هم شیره ی محترمه پس چطور زنده می باشید بدون اکسیژن؟
من به شما می گویم: این که شما در سایه هستید خودش خوب است اما باید بدانید که در سایه ی کدا م برادر می باشید. و چه بهتر که در این جامعه ی نا خوب بیایید همگی در زیر سایه ی روحانیت باشید که این البته برای ما سختی دارد ولی الا ای الحال مسئولیتی است که بر شانه های ما سنگینی می نماید و انجام فریضه است دیگر.
و من الله التوفیق...
سلام...