پشت نگاه "تو"
کوچه های حیرانیست
لیلایی آویخته بر باد
مجنونی بریده عنان
پشت نگاه "تو"
گودالیست تاریک
مخفیگاهی مهیب
پشت نگاه "تو"
اسبی
بلند می گرید
و من
بی یال و کوپال
شیهه میکشم
.
پی نوشت:
آن شب که برایت قصه ی شاعر شدن آدمها را خواندم یادت هست؟
خط به خط قصه را تو نوشته بودی و من گیج/منگ/ مست یادم نبود
تو سالهاست دفتر/دفتر شعر ورق میزنی و شاعری میکنی.
حالا باقی قصه را بگو
آنجا که شعرمان به هیچ سه تا مربع کوچک خالی ختم نمیشود و"."
رج میزنیم جای همه ی سه نقطه ها...